انگار تاكنون كسي نبود كه حرفهاي او را هم بشنود! او به سراغ هر كسي كه مي رفت به محض اينكه ميگفت « خبرنگارم » مشكلات خود را بر مي شمرد و هيچگاه كسي از او نخواست كه اي خبرنگار بگو تا اين بار من شنونده مشكلات تو باشم حتي اگر نتوانم و قدرتي نداشته باشم تا آن را حل كنم .
خبرنگاران كارگراني هستند كه حتي سازمان ها و وزارتخانه نيز علاقه اي ندارند تامشكلات آنها را حل كنند مشكلاتي كه طي سالها و سالها همواره در ايام انتخابات بر زبان مسئولان جاري مي شود تا روزنه اميدي هم در دل روزنامه نگاران و خبرنگاران براي حمايت هاي سياسي باز شود اما پس از انتخابات تا چهار سال بعد خبرنگاران و روزنامه ها و مجلات و نشريات با مشكلات خود تنها مي مانند.
امين بلند همت خود خبرنگار است و اكنون هم در نشريه بازار كار قلم مي زند نگاه او به مشكلات صنفي و زواياي سخت و مشقت آور بودن كار روزنامه نگاران را آشكار مي سازد او مي گويد :يكي از اصلي ترين و پايه اي ترين مشكل روزنامه نگاران و خبرنگاران تعريف نشدن عنوان شغلي آنها در جامعه و دستگاههاي نظارتي و حمايتي و راههاي ورود افراد به اين حرفه و شغل است . متاسفانه مشكلات كمبود شغل در كشور سبب شده بسياري از افراد به ناچار وارد اين حرفه شوند كه هيچ پيش زمينه فكري و اجرايي در اين خصوص نداشتند.
وي ادامه مي دهد : اين افراد سبب مي شوند آنهايي كه در كار خود تخصص دارند نتوانند به حقوق قانوني خود برسند زيرا براي چنين افرادي تفاوتي ندارد در جايگاه خبرنگار بنشينند و يابراي نشريه اي سفارش آگهي تدارك ببينند يا منشي باشند و... اين حركت سبب شده اصل شغل و حرفه خبرنگاري نزد مسئولان اجرايي و سياسي تنزل پيدا كند.
آقاي بلندهمت ادامه مي دهد : مشكل بعدي خبرنگاران براي موفقيت در اطلاع رساني خوب عدم همكاري دستگاههاي دولتي براي در اختيار گذاشتن اطلاعات و اخبار هست يعني مسئولين سازمانها هر خبري كه مناسب حال خود ببينند آن را ملاك خبر مي دانند درحاليكه اخبار بسيار مهم ديگري كه بايد اعلام شود و به نفع ملت و كشور هم هست پنهان مي ماند.
وي ادامه مي دهد : در كشور متاسفانه فراوان از جريان آزاد اطلاعات مي شنويم اما دريافت اطلاعات در دستگاههاي اجرايي از هر كاري سخت تر است تا حدي كه مسئولان سياسي و اجرايي اين حق را براي خود قائل هستند كه سئوال هاي جدي خبرنگاران براي دريافت اطلاعات را اهانت آميز بدانند و به خبرنگار پرخاش كنند و حتي ضمن تماس با روزنامه يا نشريه و خبرگزاري بر ضد خبرنگار كنجكاو اقامه دعوا كنند و حتي دبير بخشي كه از خبرنگار حمايت كرده بود و حتي مسئولان خبرگزاري و نشريه به نوعي توبيخ شوند!
اين خبرنگار مشكلات معيشتي را در راس مشكلات خبرنگاران معرفي مي كند و مي افزايد : خبرنگاري كه مشكل تامين نان و مسكن دارد نمي تواند با مسايل ديگر به صورت اساسي و ريشه اي درگير شود هر چند هم متوجه موضوعات مهم خبري شده باشد.
وي ادامه مي دهد : بسياري از روزنامه ها و نشريات حداقل حقوق مورد نظر قانون كار را به خبرنگار خود مي دهند درحاليكه با حقوق 250 تا 300 هزار تومان در ماه هيچگاه قادر نخواهند بود آبرومندانه زندگي و كار كنند .
وي مشكل عدم بيمه تامين اجتماعي و سابقه كار را از ديگر موانع سنگين پيش پاي خبرنگاران نام مي برد و مي افزايد : خبرنگاران فراواني در گفت وگوهاي روزانه از سرنوشت خود اظهار نگراني مي كنند كه حتي بيمه تامين اجتماعي نيستند و اين وضعيت حتي در سايه فعاليت سازمان ها و خبرگزاريهاي انجام مي شود كه ادعاي فراوان حمايتي و رسانه اي دارند افرادي كه اگر به دلايلي شغل خود را از دست بدهند نمي توانند از بيمه بيكاري استفاده كنند.
وي قرارداد موقت كار يا قرارداد كارفرمايي را عمده مشكلات نسل جوان خبرنگار معرفي مي كند و مي افزايد : كارفرمايان اين افراد حتي عنوان « خبرنگاري » را براي آنها در قراردادها قيد نمي كنند بلكه عنوان « كارشناس خبري » را براي آنها برمي گزيند اما كارهايي كه از اين دسته از كارگران مي خواهند « خبرنگاري » سخت و بسيار پراسترس وزيان آور است .
آقاي بلند همت عدم اجراي قانون مشاغل سخت و زيان آور را براي خبرنگاران از مشغله هاي ذهني و اجرايي آنها معرفي مي كند و مي گويد : مجلس شوراي اسلامي پس از سالها تحقيقات قانوني را به تصويب مي رساند كه در آن شغل خبرنگاري را سخت و زيان آور دانسته است اما كارفرما باهمكاري سازمان تامين اجتماعي در يك همكاري مشترك كد مخصوص خبرنگاري را براي افراد صادر نمي كنند.
گفت و گوي من در گزارش مجيد زندي در روزنامه جمهوری اسلامی مورخه ۵/۸/۸۸
شانزدهمین نمایشگاه مطبوعات هم امروز به پایان می رسد. نمایشگاه امسال یک تفاوت عمده با سال های پیش داشت. به طوری که شانزدهمین نمایشگاه به شدت در فضای سیاسی برگزار شد و تاکنون شاهد چندین برخورد ناخوشایند در این نمایشگاه بودیم.
اما همزمان با برپایی شانزدهمین نمایشگاه مطبوعات در ایران سازمان گزارشگران بدون مرز با بیان اینکه روند آزادی مطبوعات در پنج سال گذشته در ایران رو به افول بوده است اعلام کرد رتبه ایران در رده بندی جهانی آزادی مطبوعات با هفت پله سقوط به ۱۷۲ رسیده است و این در حالی است که تنها سه کشور در شرایط بدتری از ایران در رده بندی جهانی آزادی مطبوعات در سال ۲۰۰۹ قرار دارند.
به گزارش بی بی سی سازمان گزارشگران بدون مرز که یک سازمان مدافع حقوق روزنامه نگاران در سراسر جهان است، سه شنبه با انتشار هشتمین رده بندی جهانی آزادی مطبوعات ارزیابی سالانه خود از وضع روزنامه نگاران و رسانه ها را در ۱۷۵ کشور جهان ارائه داد.
در این حال، ایالات متحده موفق شده است جایگاه خود را در این رده بندی که همه ساله از سوی سازمان گزارشگران بدون مرز منتشر می شود، بهبود دهد و از رده چهل در سال گذشته به رده بیست ارتقا پیدا کند.
کشورهای اروپایی همچنان مانند سال های گذشته صدرنشین این رده بندی هستند و سیزده کشور نخست در رده بندی امسال آزادی مطبوعات در جهان همگی اروپایی هستند.
در شانزدهمين نمايشگاه بينالمللي مطبوعات و خبرگزاريها جا دارد كمي هم نقد كنيم از سيستمهاي داخلي مطبوعات و خبرگزاريها.
به گزارش خبرنگار ايلنا، بيشتر خبرنگارها افرادي هستند كه به علت علاقه به اين رشته با كمترين حقوق كار ميكنند، شغلي كه به علت پرخطر بودن آن در اكثر كشورها بيشترين حقوق را دارد، شغلي كه نگراني خانوادهها و استرس خبرنگاران را تنها علاقه جبران ميكند اما امروز چه شده است كه تعداد زيادي از خبرنگارها و روزنامهنگارها بيكارند.
فارغ از مسائل سياسي نقدي لازم است بر مسئولان محترم كه واژه اي به نام خبرنگار و عكاس افتخاري را باب كردهاند و بدتر از آن نقدي نيز به همشهريهايمان بزنيم كه ندانسته با افتخاري كار كردنشان، چهها كه بر سر خبرنگاران نمي آورند.
خبرنگار و عكاس افتخاري يعني شما رايگان كار كنيد، طبيعتا مسئولان هم ترجيح ميدهند كه شما رايگان برايشان كار كنيد به جاي اينكه به ما حقوق بدهند تا همان كار را انجام دهيم پس اگر جايي خبرنگار افتخاري داشته باشد، ديگر احتياجي به قرارداد بستن با ما ندارد، ضمن اينكه شما با اين كار خودتان را هم كم ارزش ميكنيد، نه اينجا ميخواهم به مردم نصيحت كنم و نه از مسئولان شكايت اما درد به دلمان ميآيد وقتي تبليغات را براي جذب كار رايگان ميبينيم، درد به دلمان ميآيد، وقتي مردم توان چوب حراج بر كارشان ميگذارند و خبرنگاران موفق بيكار ميمانند. وقتي هم كلاسهايمان را ميبينيم كه در به در، كار فروشندگي بوتيكها را ميكنند، درد به دلمان ميآيد از اين همه سوءاستفاده و اجحاف.
در نمايشگاه امسال غرفههاي زيادي دست به اين اقدام زدند، غير از اينكه افراد زيادي هم با مواجهه به خبرگزاريها و روزنامهها پيشنهاد كار رايگان ميدهند. گاهي براي دلشان، گاهي هم براي ديدن اسمشان بيآنكه بدانند اين رايگان كار كردن آنها چه عواقبي براي ما دارد.
اينجا تنها ميخواهم از مسئولان خواهش كنم كه قدر ما را بدانند و به مردم بگويم ارزش ما را حفظ كنند، همين و ديگر هيچ.

در خاطرات بسياري از ما هنرپيشگان بزرگ تاريخ سينماي جهان با صداي دلنشين دوبلورهاي توانمند كشورمان ماندگار شدهاند و اين گويندگان جوان در سالهاي آغازين رونق اين هنر صنعت در ايران توانستند همانند يك هنرپيشه سينما محبوبيت كسب كنند و سرآغاز دوران طائي دوبله در كشورمان شوند.
با نگاهي به آن سالها نام چنگيز جليلوند بيش از سايرين خودنمايي ميكند. گويندهي توانمندي كه توانست با قدرتي كه در كلامش بود جان تازهاي به شخصهاي چون پل نيومن، مارلون براندو و ساير هنرپيشگان مطرح جهان براي بيننده ايراني بخشيد.
او هماكنون پس از سالها دوري از وطن اين بار در كسوت بازيگر فصل جديدي را در زندگي حرفهاي خود گشوده است.
با در پيش بودن 21 شهريور ماه، روز سينما، با حضور در صحنه فيلمبرداري سريال عبور از پاييز كه در ماه مبارك رمضان از شبكه دوم سيما در حال پخش است با اين دوبلور توانمند به گفت و گو نشستيم:
چه عاملي سبب شد كه به سمت دوبله كشيده شويد و حرفه گويندگي را انتخاب كنيد؟
شش ساله بودم كه از شيراز به تهران نقل مكان كرديم و دو سالي نيز به دليل شغل پدرم در كرمانشاه بوديم. تا اينكه با شروع تحصيلات دانشگاهي وارد حرفه تئاتر شدم. تئاتر براي من شروعي بود براي ورود به دنياي هنر، البته من ...
در غرب هر فردي که بخواهد در رشته ارتباطات تحصيل کند، جدا از اينکه بايد به زبان انگليسي تسلط داشته باشد، بايد حداقل هايي را در نوشتن بداند.
در امريکا تکيه اصلي بر دوره کارشناسي ارشد است، در دوره کارشناسي بيشتر روي دروس عمومي کار مي شود و تدريس دروس تخصصي و کاربردي به آن دوره منتقل مي شود. دوره کارشناسي ارشد تازه ابتداي راه است؛ در اين دوره است که به دانشجويان دروس تخصصي تدريس مي شود و آنها موظفند در روزنامه هاي معتبر دوره يي کاربردي را بگذرانند تا پس از آن تازه آماده ورود به بازار کار شوند.
در انگلستان اما وضع به کلي متفاوت است؛ دوره کارشناسي بي نهايت پيشرفته است و در آن به مقاله نويسي اهميت زايدالوصفي مي دهند. در واقع يک ليسانسيه ارتباطات در انگلستان به تمام مهارت هاي کيفي روزنامه نگاري آشنايي دارد و در دوره ارشد تنها مهارت هاي کاربردي به دانشجويان آموزش داده مي شود و اينکه آنها بايد بنا بر علايق خود، توانايي هايشان را بروز دهند.
گفت وگوی روزنامه اعتماد با پروفسور علي محمدي استاد ارتباطات دانشگاه ناتينگهام ترنت انگلستان
شروع آموزش روزنامهنگاري و ساير شاخههاي علوم ارتباطات در جهان به اوايل قرن بيستم برميگردد، زماني كه به دنبال توسعة مطبوعات و پيدايش و گسترش سينما ، راديو ، تلويزيون و ساير تكنولوژيهاي نوين ارتباطي، نياز به متخصصان اين فناوريها احساس ميشد. اين روند منجر به آن شدكه اكنون در بسياري از كشورهاي جهان، دانشكدهها و مدارس عالي گوناگوني براي آموزش و پژوهش دربارة زمينههاي علمي مختلف ارتباطات داير شود.
با گذشت بيش از نيم قرن از شروع توسعه رسانهها در هفدهم مه سال 1969 به نشانه تشكيل شدن اتحاديه بينالمللي ارتباطات و امضاي نخستين كنوانسيون بينالمللي تلگراف اين روز به عنوان روز جهاني ارتباطات و جامعه اطلاعاتي نامگذاري شد تا فرصتي براي توجه بيشتر مردم و دولتهاي جهان به مقوله ارتباطات و فناوری فراهم آيد.
در كشورمان نيز به پيروي از ساير ملل اين روز را كه مصادف است با 27 ارديبهشت ماه به عنوان روز ارتباطات و روابط عمومي نام گذاري كردهاند. با در پيش بودن اين روزنگاهي داريم به سابقه آموزش علوم ارتباطات در ايران و جهان و وضعيت اشتغال فارغ التحصيلان اين رشته كه هنوز نتوانستهاند جايگاه واقعي خود را در رسانههاي كشور پيدا كنند.
ادامه در نشريه بازاركار
اولين جشنواره تجليل از خبرنگاران برتر وزارت علوم، تحقيقات و فنآوري و همچنين روابط عموميهاي برتر اين حوز با انتخاب خبرنگاران نشريه بازاركار و خبرگزاري ايسنا جهاد دانشگاهي به كار خود پايان داد.
به گزارش خبرنگار بازاركار در اولين جشنواره تجليل از خبرنگاران برتر وزارت علوم كه چهارشنبه گذشته با حضور وزير علوم، تحقيقات و فنآوري و جامعه دانشگاهي و رسانهاي كشوردر دانشگاه شهيد بهشتي با هدف شناسايي، معرفي و تقدير از برترين فعاليتهاي انجام شده در عرصه خبررساني آموزش عالي برگزار شد امين بلندهمت از نشريه بازاركار مقام سوم بخش مصاحبه نشريات سراسري را كسب كرد.
به گزارش خبرنگار ما محمد مهدي زاهدي، وزير علوم در اين جشنواره نقش خبرنگاران را به رسولان الهي تشبيه كرد و با بيان اينكه شغل خبرنگاري در تمام جهان به عنوان مشاغل سخت و زيان آور به شمار ميرود خطاب به خبرنگاران گفت: از خداوند شاكر باشيد كه اين نعمت را به شما داده كه شغل خبرنگاري را انتخاب كنيد.
به گزارش پايگاه اطلاع رساني انجمن صنفي روزنامه نگاران ايران در اين مراسم كه با حضور جمعي از روزنامهنگاران شاخص و به مناسبت روزجهاني آزادي مطبوعات برگزارشد، جلال رفيع، علي دهباشي، بهروز بهزادي، فريدون صديقي و فرزانه روستايي به عنوان روزنامه نگاران برتر سال 87 معرفي شدند.
در سه دوره گذشته، اكبر گنجي، مسعود بهنود، ليلا رستگار، عميد نائيني، محمد بلوري، فيروز گوران، احمد رضا دريايي، عباس عبدي،شهلا شركت، عبدالعلي رضايي، هوشنگ گلمكاني، احمد رضا بورقاني، عذرا دژم، لطفالله ميثمي، عليرضا فرهمند و محمد قوچاني روزنامه نگاران برتر سال شناخته شده بودند.
زندگينامه پنج برگزيده چهارمين دوره را در زير بخوانيد:
جلال رفيع؛رها كردن وكالت به عشق روزنامه نگاري
علي دهباشي؛تحريريهاي در خانههاي دل اهالي فرهنگ و ادب و هنر
بهروز بهزادي؛ روزنامهنگاري و سردبيري 24 ساعته
اگر از گذشته دور به اين حرفه نگاه كنيم در مييابيم كه معلمان همواره جايگاه ويژهاي در بين افراد مختلف جامعه داشتهاند. به همين دليل هر كسي كه وارد اين حرفه ميشود سعي كرده اين جايگاه ارزشمند را حفظ كند. حتي در زمان طاغوت نيز ما معلم بد خيلي كم داشتيم و اكثر معلمان با تفكرات آزادمنشانه به دنبال تعالي و سربلندي كشور بودند.
اما سيستم آموزش و پرورش نوين ما كه از دوران گذرا از مكتبخانهها به مدارس فعلي با تاسيس دارالفنون با احساس نياز اميركبير پايهريزي شد همواره در معرض يكسري تغييرات قرار داشته كه متاسفانه عدهاي در دورههاي قبل و بعدازپيروزي انقلاب حتي از سر خيرخواهي با كپيبرداري نادرست از ساير كشورها وضعيت فعلي آموزش و پرورش را دچار يكسري سردرگميها كرده اند.
قسمتي از گفت و گوي من با رييس انجمن اسلامي معلمان به مناسبت ۱۲ ارديبهشت
ادامه در بازاركارر
شايد تعطيلي و توقيف هاي چند سال اخير، پذيرفتن پيوستن دو روزنامه ديگر به اين موج را برايمان راحت کرده باشد. اما آفت جديدي که گريبان روزنامه نگاري نحيف ايران را گرفته، تعطيلي هاي خودخواسته است که چندي است در مطبوعات باب شده است.
کسي جاي مدير مطبوعه يي مي نشيند و روزنامه يي يا مجله يي منتشر مي کند و بعد از مدتي مي فهمد «کار هر کس نيست خرمن کوفتن» و به راحتي ديگر نه خود رنج مي برد و نه عرض تحريري هايش را. در طول هفته گذشته مطالبي درباره روزنامه هاي فرهنگ آشتي، خورشيد و همشهري عصر منتشر شد؛ مطالبي که بيشتر از حضور مديراني غيرحرفه يي در تحريريه ها حکايت مي کرد که انجامش بيکاري نزديک به 300 نيروي حرفه يي مطبوعات است. در اين نوشتار برآنيم دلايل تعطيلي اين روزنامه ها در آستانه انتخابات را که معمولاً دوره يي براي حضور هر چه بيشتر رسانه هاي مختلف است، بررسي و تحليل کنيم.
ادامه در روزنامه اعتماد

